تبليغاتX
Man In The Mirror -

Man In The Mirror

Threatened

 

[Rod Serling]

قصه امشب ، قصه منحصر به فردیست که باید به شکلی دیگر روایت شود :

هیولایی وارد شهر شده ؛

این هیولا ترکیبی ست از هر چیز ترسناک و ناشناخته ای که فکر کنید .

به زودی چشمتون به جمالش روشن می شه

اون هر فکری رو می خونه ، هر احساسی رو می دونه .

چیزی رو فراموش کردم ؟

به هیولا معرفیتون نکردم ؟

 

[Michael Jackson]

ازم میترسی

چون می دونی با چه هیولایی طرفی

 

من اونیم که می بیندت ، وقتی بیخیال لم دادی

زیرش کمین کرده ، وقتی توی تختت خوابیدی

 

وقتی توی اتاق گیر کردی ،

صورت من دیوارهایی ست که احاطه ات کرده

 

وقتی به زمین می افتی ، زمین منم که اسیرت کرده

وقتی جیغ می کشی ، دلیلش منم که وحشتزده ات کرده

 

من مرده ایم که راه میره .

من افکار تیره ایم که تو ذهنته

 

حتی می دونم که داشتی چی میگفتی ...

پس میبینی که باید ازم حساب ببری

 

 

 

[Chorus]

باید مبهوت من باشی

 باید ازم بترسی

چرا می خوابی ؟ چرا می خزی ؟

 باید بترسی

هر وقت همسرت با ترس و لرز حرف می زنه ،

 داره با من حرف می زنه .

انگشت کوچک منم نیستی

پس بهتره ، بترسی .

 

 

[Michael Jackson]

فکر کردی هیولا  رهات کرده ،

 ولی این دستمه که داره لمست میکنه

 

من شبحی جهنمی نیستم

 ولی برات خوابایی دیدم

 

بدترین کابوس منم

 من همه جا هستم

 

تو یه چشم به هم زدن ناپدید می شم

  بعدش میام سراغت و هوارت می شم

 

بذار بهت بگم :

 وقتی بیجون تو قبر خوابیدی

 

من کسیم که داره نگاهت می کنه

هیولاییم که تهدیدت می کنه

 

[Rod Serling]

هیولای ناشناس داره کارش رو شروع میکنه

از جایی دور ، از دلِ تاریکی

ماجرا : یه کابوس

مکان : هیچکجایستان

این هیولا میتونه فکر آدما رو بخونه

می تونه در یک لحظه دو جا باشه

این شب داوریه ، شکنجه ، اعدام

شیطان ، ارواح ، این هیولای وحشتناک .

ولی میتونی از یک چیز مطمئن باشی

این تقدیره

حضور انسانی که می دانی غیر طبیعیه

هیولایی که جلوی چشمات غیب میشه

هیولایی که ترسناکترینه .

 

[Michael jackson]

باید مبهوت من باشی

 باید ازم بترسی

چرا می خوابی ؟ چرا می خزی ؟

 باید بترسی

هر وقت همسرت با ترس و لرز حرف می زنه ،

 داره با من حرف می زنه

هرگز نصف منم نیستی  

پس بهتره ازم بترسی .

 

چیزی که هم اکنون ملاحظه کردید

می تواند پایانبخش یک کابوس وحشتناک باشد  .

ولی نیست ،

این تازه شروعشه  ...

 

در مطلب مردی در آینه گفتم که خیلیها این آهنگ را دوست داشتند ولی من نه . عباس هم گفت که این آهنگ را خیلی دوست دارد . به همین خاطر چند بار دیگر گوش کردم و فهمیدم که اشتباه می کردم . می بینید که سعی کردم آهنگین ترجمه کنم . به  هر حال تجربه ای بود که ازش راضیم . تا نظر شما چی باشه . به طور خاص تقدیم می شود به عباس عزیز . 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اسفند 1383ساعت 14:16  توسط Heaven  |