تبليغاتX
Man In The Mirror

Man In The Mirror

سلام

شما هم مثل من مدتها هدفون روی گوشتون می گذاشتید و سعی می کردید

بفهمید مایکل در وسط آهنگ Who is it? چه می گوید؟

یادتان آمد کجا را می گویم . دقیقا در 3 دقیقه و 37 ثانیه مایکل چند جمله

خیلی آرام و زیر لبی می گوید به طوری که اگر دقت نکنید ممکن است

اصلا آن را نشنوید . من مدتها سعی می کردم که بفهمم چه می گوید در

بین  lyric ها جستجو می کردم و از فنهای دیگر می پرسیدم که هیچیک

نمی توانشتند تشخیص دهند . بالا خره چند ماه پیش از طریق زیر نویسهای

دی وی دی دنجروس فهمیدم . البته شماها که همتون آخر فنید و حتما خودتون

می دانید . و لی گفتم شاید به درد کسی بخورد.

 

Don’t try to make me…

Don’t try to make me crazy

I never wanted this

The tears wont stop

It don’t bother me…

Don’t bother me

 

 

به سلامتی به همه امتحانها یکی پس از دیگری گند زدم و تمام شدند .

بنابراین فردا از این دیوانه خانه ای که تویش هستم راحت می شوم

و به خانه بر می گردم .  مودم کامپیوترم در خانه خراب است . بنابراین تا

برسم و خستگی در کنم و مودم رو درست کنم . احتمالا 10 روزی از

آپدیت خبری نیست و این مکان تا اطلاع ثانوی سوت و  کور است .

 

لطفا آشغال نریزید!!؟؟

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم دی 1383ساعت 4:37  توسط Heaven  | 

 

 

Man In The Mirror

سلام ادامه مطلب مردی در آینه را در مورد آلبوم Invincible کامل کردم که ازم خواسته شده بود .

لطفا ببینید و نظر بدهید و برای مایک دعا کنید

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم دی 1383ساعت 21:51  توسط Heaven  | 

 

 

My Story

از وقتی به خاطر می آورم موسیقی مرا شیفته خودش می کرد و اصلا آهنگ انگار جادویی داشت که مرا از روی زمین ، از تکالیف مدرسه ، از ایستادن توی صف احمقانه نانوایی ، از کوتاه فکری همکلاسیهایم که انگار تمام این دنیای پهناور و شگفت انگیز برای آنها در کتاب درسیشان خلاصه می شد از ناظم مدرسه که اگر در حیاط مدرسه به دنبال هم می دویدیم ، ما را به گوشه حیاط می برد و باید تا آخر زتگ تفریح رو به دیوار می ایستادیم . و خلاصه از زندگی روزمره جدا می کرد و به دنیای دیگری می برد . اسم آن دنیا اکنون برایم موسیقی است ولی در آن زمان که فقط کمی موسیقی سنتی و مقادیر وافری "شهرام شبپره" و "اندی" و"بلک کتز" شنیده بودم ؛ اسمش تنها ریتم بود

در مورد خیلی وقت پیش صحبت می کنم ، وقتی دبستان می رفتم . به یاد می آورم ، آهنگهایی که می شنیدم به هیچ وجه راضیم نمی کرد . سلیقه بد و سطح پایینی در موسیقی داشتم . ولی با همان سلیقه بد هم ، خیلی سریع از تکراری بودن و مثل هم بودن و بی خلاقیتی و بی مفهومی که در موسیقی آنها بود ، دلزده می شدم . ولی آن موقع درکم هم فقط به همان می رسید . کاستهای ارزشمند پینک فلوید پدرم که الان برایم یک دنیا ارزش دارد را به کناری می انداختم  و از دوستانم کاست آلبوم جدید آصف را می گرفتم . حتی اعتراف می کنم که یک بار روی کاست ارژینال آلبوم The Wall پدرم ، "دوستت دارم سبد سبد" ابی را ضبط کردم . میدانم نابخشودنی است ولی آخه بچه بودم . نفهم بودم .

 

 

تا اینکه یک روز- اصلا به خاطر نمی آورم کی و کجا و در چه سنی فقط می دانم دبستان می رفتم –  در جایی ویدیوی Smooth Criminal را دیدم . هیچ چیز نفهمیدم . فقط چیزی دیدم که با بقیه فرق داشت . فقط همین . متفاوت بود . حتی آنموقع عقیده نداشتم چیزی که دیده ام بهتر ار بقیه بود . فقط متفاوت بود . نوار را به عقب برگرداندم و دوباره دیدم ، بعد دوباره ، بعد دوباره.... و دوباره . هیچ احساس خاصی به آن نداشتم فقط مبهوت شده بودم .

گذشت و گذشت تا اینکه در دوره راهنمایی ، همسایه ای به اسم کیوان داشتم که چند ین نوار VHS خیلی توپ از مایکل داشت . آن کیوان ، موجود بسیار ابله و غیر قابل تحملی بود . امیدوارم هر جا هست یک نفس راحت نکشد . ولی به خاطر آن ویدیو ها مدیونش هستم .

آن ویدیو ها را دیدم . نه چیزی از آنها فهمیدم نه می توانم بگویم که از آنها لذت بردم . فقط مبهوت شدم . این شبیه به هیچ چیز دیگری که تا آن زمان دیده بودم نیود . با بقیه فرق داشت . هر گاه فرصت می کردم . دوباره و دوباره آن را نگاه می کردم و گوش می دادم و دوباره و دوباره مبهوت می شدم . و اصلا به دنیای دیگری می رفتم . یادم می آید اولین ویدیو In The Closet بود که هیچ چیزی از آن نمی فهمیدم و تند تند از روی تصویر رد می کردم (هی ... معصومیت کودکی) بعدی Gone too soon بود که اصلا کلا  رد  می کردم . بعدی Remember the time بود که شیفته شکوه و عظمتش می شدم . و از صدای مایکل هم (که هیچ چیز از کلمات آن نمی فهمیدم )  خوشم می آمد . ولی بعد Black or White بود . این جایی بود که من واقعا مبهوت می شدم . مردی را می دیدم که خودش از آن زنها خشگلتر بود  و از جنگلهای آفریقا می پرید بین سرخپوستها. ازرقص فولکلوریک آسیایی(فکر کنم تاجیکی یا یک همچین چیزی) می پرید کنار یک هندی . بعد هم آن صدای کلفت روی چهره پسری که همین چند روز پیش او را در فیلم Home Alone دیده ام . بعد هم آن چهره ها که به هم تبدیل می شدند . نمی فهمیدم چه خبره ولی میدانستم چیز حسابی است . در این زمان هنوز هم موسیقی ایرانی گوش می کردم  (سیاوش قمیشی و سیاوش صحنه و بلک کتز و ابی و... هی ... یادش بخیر . عجب خری بودم . وقتی یادش می افتم که با چه چیز هایی حال می کردم عرق شرم بر چهره ام می نشیند و از روی کسانی که اکنون با آنها در مورد موسیقی راک و  کلاسیک بحث می کنم ، خجالت می کشم)

 ولی در این زمان بیشتر موسیقی خارجی توجهم را جلب می کرد . هر چیزی که به زبان انگلیسی بود را ترجیح می دادم . البته الان می دانم آن چیزی که در آن زمان بدون اینکه بفهمم گوش می کردم از از آن ایرانی ها هم صد برابر بد تر بود . ولی از آنجا که به موسیقی حسابی دسترسی نداشتم ، اینکه نمی فهمیدم چه می گویند باعث می شد لا اقل تخیل کنم که دارم چیز به درد بخوری گوش می دهم .

 

کات به اول دبیرستان . یکی از همکلا سیهایم که بعدا با او حسابی دوست شدم . به اسم حامد یک VHS خیلی طولانی از مایک داشت که تمام ویدیو های مایکل توش بود . باورتان می شود .  تمام ویدیو های مایک به ترتیب زمانی ، که بین هر دو وید یو هم کلی پشت صحنه و چیزهای کمیاب بود (حامد دوستت دارم) .

به جز They Don’t Care About Us Prison Version تمام ویدیو های عمر مایک در آن بود . از She’s out of my Life گرفته تا Blood on the Dance Floor  و حتی Say Say Say که اصلا از پل مک کارتنی است و جزو Featuring های مایکل می باشد . جالب اینکه به صورت Selection هم نبود بلکه ویدیویی پیوسته بود که در اول هر آهنگ مشخصات کامل آهنگ را می نوشت و من نمی دانم از کدام جهنمی آمده بود . به هر حال از آنجا بود که با آلبومها و آهنگهای مایکل به طور کامل آشنا شدم .

یادم می آید در این ویدیو تکه هایی  از یک اجرای زنده مایکل بود که در هیچ جای دیگری ندیده ام  و در آن مایکل در حالی که کت و شلوار قرمزBlood on The dance  floorرا یه تن  داشت و فن ها دورش جمع شده بودند بدون آهنگ می رقصید . البته الان احتمال می دهم که آن مایک نبود و یک Impersonator بود . هر روز آن را نگاه می کردم و ساعتها سعی می کردم بفهمم که در آهنگها چه می گوید و در مورد آهنگ Heal The world و چند آهنگ دیگر تا حدودی موفق شدم . و از سال  بعدش هم که از طریق اینترنت توانستم لیریک ها را پیدا کنم و بخوانم  

 

خوشبختانه من هیچوقت مانع زبان را برای شناخت مایک و درک آهنگهای او نداشتم زیرا از زمانی که بسیار کوچک بودم به فراگیری زبان می پرداختم . به طوری که در کلاس دوم دبیرستان اگر lyric آهنکی را داشتم بی اشکال آن را می خواندم و اگر تنها آهنگی را می شنیدم هم نصفه و نیمه سر در می آوردم.

 

کات به دوم دبیرستان . در این یکسال خیلی چیز ها عوض شده بود . حالا من یک فن دو آتشه بودم که تمام آهنگهای مایکل را تا آن زمان حفظ بودم  .  سلیقه ام در موسیقی خیلی عوض شده بود و دیگر اصلا به موسیقی روز و مد توجهی نداشتم و موسیقی هم که دنبال می کردم کاملا در راستای سلیقه ام در ادبیات و کلا هنر بود و به طور عمیق و جدی درباره موسیقی مطالعه می کردم . به هنر سینما هم علاقمند شده بودم و در آن زمینه هم مطالعه می کردم و  سعی می کردم  شاهکارهای سینمای جهان را ببینم . در این زمان ما به محله دیگری رفتیم که خیلی متفاوت بود . و همکلاسیهایم کاملا در دنیای دیگری بودند . من شب موسیقی راک گوش می کردم . فیلمهای اسکورسیسی و استون و لینچ  را نگاه می کردم و رمان و فلسفه می خواندم و البته به مایک گوش می کردم(میدانم به نظر 99% مردم این دو متضاد هستند یعنی مایکل را در دسته خوانندگان سطحی و پاپ قرار می دهند ولی برای من اصلا ماجرای مایکل جکسون فرق می کند .من او را به دلایلی که در مطلب Why? نوشتم دوست دارم و حسابش از بقیه جدا است) . و صبح به مدرسه و به میان آنها می رفتم . به میان همکلاسیها که اصلا در دنیای دیگری بودند و نمی فهمیدند من چه می گویم . من سرشار از انرژی بودم و می خواستم مایکل را به این ها که اصلا تو این مود نبودند ، معرفی کنم .

 

کاری کردم که بدون شک در تمام تاریخ مدارس ایران بی سابقه است . هنوز هم وقتی یادش می افتم . قلبم تند تند می زند .

یک ضبط صوت بر داشتم و سر کلاس زبان 3 تا از آهنگهای مایکل را پخش کردم . They Don’t Care about Us و  Earth Song وWorld  Heal The. و ترچمه آنها را خواندم . و یک بیوگرافی از مایک را هم به انگلیسی خواندم که با اطلاعات ناقص من در آن زمان پر از غلط بود و سپس آن  را تر جمه کردم .

باید چهره همکلاسی ها و معلمم  را می دیدید . .. هاج و واج ... چشماشون گرد شده بود . ساکت بودند و فقط به من خیره شده بودند که پای تخته ایستاده بودم و آهنگ They Don’t Care About us از ضبط صوت پخش می شد . وقتی کارم تمام شد یکی از بچه ها دهانش را که باز مانده بود جمع کرد و گفت: "هایده هم خواننده خوبی است" نمی دانم چی فکر کردم که برای آن شوتها این کار را انجام دادم .

به هر حال من تنها کسی هستم که می تواند ادعا کند  باعث شده در راهرو های  یک مدرسه در جمهوری اسلامی ایران طنین آهنگ مایکل جکسون بلند شود . آن هم چه آهنگی   They Don’t Care About Us با آن ریتم تند . چند وقت پیش خواستم این خاطره را برای بخش  خاطرات eMJey بفرستم ولی گفتم باورنمی کنند.

باید از آن معلم جوان و کنجکاوم ، آقای "ذ بیحی"  هم تشکر کنم که اجازه چنین کاری را به من داد . می توانست توی بد دردسری بیفتد . بیچاره وقتی بهش گفتم می خواهم یک شعر را به انگلیسی بخوانم خوابش را هم نمی دید که چنین شعری باشد . او اصلا اسم مایکل جکسون را هم در عمرش نشنیده بود . ولی آخه  ببینید من با چه کسانی سر و کار داشتم . اسم کسی به نام مایکل جکسون را هم نشنیده بود.

آن یک سال در آن مدرسه واقعا دردناک بود و متاسفانه دوباره تکرار شد چرا که سالها بعد در جایی هزار برابر عقب مانده تر از آنجا دانشگاه قبول شدم و مجبور شدم به شهری بروم که مطمئنا نزدیکترین جا به عربستان عصر جاهلیت است . الان هم این مطلب را برای شما از همان شهر می نویسم . دعا کنید زودتر تمام شود .

 

در دوره پیش دانشگاهی دیگر کاملا عادت کرده بودم که فکر کنم من تنها MJ Fan در ایران هستم . واقعا هیچ کسی را که اسم دو آلبوم از او را بداند نمی شناختم . و چند سال بود که همه جا از فامیل گرفته تا دوستان و همکلاسیها ؛ همه مرا به خاطر علاقه به مایک مسخره می کردند . و در مورد او مزخرف می گفتند . حتی در تمام این مدت با کسی برخورد نکردم که در مورد او اطلاعات داشته باشد وبعد او را رد کند .

پاتوق من www.MJparadise.com وwww.michaeljackson.com  و www.mjni.com بود و هر روز به آنها سر می زدم.  تا اینکه یک روز به خودم گفتم "مایکل جکسون" را در گوگل به فارسی سرچ کنم ببینم چی میشه . این کار را کردم و یکی از زیباترین خاطرات عمرم به وجود آمد . سایت eMJey.com را دیدم . خدا می داند چقدر خوشحال شدم وقتی این سایت را دیدم . فکرش را بکنید تا آن لحظه واقعا متقاعد شده بودم که تنها هستم. به یاد دارم ، قسمتی به نام روزانه در سایت بود که اگر اشتباه نکنم کسی به نام "آیدا" آن را می نوشت(مطمئن نیستم) . من عاشق آن قسمت بودم و چیزهای بسیاری درباره مایک از آن یاد گرفتم . مطالب آن آنچنان با علاقه و شور نوشته می شد که من واقعا تحت تاثیر قرار می گرفتم . در همین قسمت بود که تصاویری از Candle Vigil طرفداران ایرانی دیدم . نمی دانید چقدر حال کردم . از خوشحالی شبش خوابم نمی برد . قسمت دانلود هم بد نبود . ولی همیشه 90% لینکها شکسته بود .

 

حالا 1سال و نیم گذشته و سایت eMJey هنوز هم به کارش ادامه می دهد . و بخش دانلودش هم مثل بخشهای دیگرش عالی شده واقعا بهترین بخش دانلودی است که من تا به حال در یک Fan Site دیده ام .

 

بعد از این دیگر مهمترین مسئله ای که در رابطه با مایک در زندگی من روی داده این بود که چند وقت پیش توانستم چند تا از آلبومهای مایک را به صورت ارژینال بخرم . و حالا هم منتظر Ultimate Collection هستم . تا وقتی که آلبومهای او را به صورت ارژینال نخریم چطور می توانیم بگوییم فن هستیم؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم دی 1383ساعت 19:6  توسط Heaven  | 

 

Childhood

كودكيم را ديده ايد؟

در پي جهاني كه به آن تعلق دارم ،

 زير و روي قلبم را  جستجو مي كنم .

هيچكس مرا نمي فهمد.

 

آنان مرا به مانند چيزي غريب مي نگرند .

چرا كه معصوميت و كودكي را در وجودم حفظ كرده ام

و به مانند كودكي رفتار مي كنم .

مرا عفو كنيد .

 

آنان مي گويند كه من طبيعي نيستم ،

 چرا كه چيزهايي ساده و كودكانه را دوست مي دارم .

اين سرنوشت من بود و  ناگزير بودم تاوانش را بپردازم

تاوانِِ كودكي اي كه هيچ بهره اي از آن نبردم.

 

كودكيم را ديده ايد؟

در پي شگفتيها بودم

افسانه هايي از دزدان دريايي و سرگذشتهاي پر ماجرا...

از پيروزيها و پادشاهاني كه بر سرير تكيه زده اند

 

پيش از آن كه قضاوت كنيد ،

تلاش كنيد دوستم بداريد

درون قلبتان را بكاويد ، سپس سوال كنيد.

 

كودكييم را ديده ايد؟

مردمان مي گويند ، غريبم .

چرا كه چيزهايي ساده و ابتدايي را دوست مي دارم .

اين سرنوشت من بود و ناگزير از پرداخت تاوانش بودم  .

تاوان ، براي كودكي كه از آن هيچ نفهميدم .

 

كوديم را ديده ايد؟

در پي عجايب بودم  ...

افسانه هايي كه ميگفتيم و مي شنيديم  

و روياهايي كه ياراي ديدنشان را داشتم ...

پروازم را بنگريد .

 

پيش از آن كه محكومم كنيد ،

 سخت  تلاش كنيد دوستم بداريد .

درون قلبتان را بكاويد ، سپس قضاوت كنيد.

كودكيِ پر از رنجي را كه داشتم ، آيا ديده ايد ؟

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم دی 1383ساعت 10:24  توسط Heaven  | 

 

 

 

2 نكته

 

1 – قبل از اينكه "مردي در آينه" را راه بيندازم . ترجمه اي از

Heal The World را براي سايت eMJey فرستادم و خواهش

كردم آن را در بخش "ترانه" قرار بدهند . تا چند وقت بعد خبري

نشد تا اينكه  من آن ترجمه را در وبلاگ خودم قرار دادم . ديروز

كه طبق معمول به eMJey سر زدم . ديدم ترجمه مرا اضافه كرده اند.

خيلي خوشحال شدم و واقعا برايم مهم بود كه من هم سهمي در سايت

رسمي طرفداران مايكل داشته باشم . از دست اندركاران eMJey

تشكر مي كنم . وبا توجه به اينكه من اين ترجمه را در اختيار آنها

قرار داده ام . آن را از وبلاگ خودم خذف كردم  تا به اصطلاح

"كپي رايت" را رعايت كرده باشم .

 

2 – واقعا برايم مهم است كه احساسم را درباره اقدام زيباي طرفداران

مايك بيان كنم :

چند روز پيش متوجه شدم فن ها در حال برگزاري گردهمايي در دفاع

از مايك هستند . و حتي ديدم كه فنهايي از شهرهاي ديگر آمادگي خود

را اعلام كرده اند . عميقا تحت تاثير قرار گرفتم و  مي خواهم در اينجا

 براي شما آرزوي موفقيت كنم . دوستان عزيزم ، شما كار بزرگي مي

 كنيد جاي كساني مثل من  كه ، شايد همراه شما نباشند ولي قلبشان با

شماست را خالي كنيد .

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم دی 1383ساعت 18:56  توسط Heaven  | 

 

 

Why?

 

خيليها مي پرسند : چرا مايكل خودش را به اين شكل در آورده است ؟

 

مي خواهم يك بار هم كه شده ، جوابي را كه در دل دارم بازگو كنم . هر چند كه حدس مي زنم .

 عده اي خوششان نخواهد آمد ولي به آن اعتقاد دارم و همين هم كافي است . ميخواهم در اينجا

 علت علاقه خودم به مايكل را هم توضيح دهم . كه چيزي فراتر از موسيقي پاپ است .   

 

شماها تحمل نداريد ، كسي را ببينيد كه تا انتها به دنبال روياهايش مي رود  و هر آنچه را كه

 مي خواهد به دست مي آورد و بهايش را هم مي پردازد .

 

 چرا؟ حالا بهتون مي گم چرا .

 

شما آدمهاي حقير، هرگز آنقدر عزت نفس و شجاعت نداشته ايد كه بي اعتنا به همه چيز ،

 همه قانونها ، همه ارزشها ، فقط به دنبال هر آنچه آرزو داريد برويد .  شما ها چه كار مي كنيد؟

 هر روز صبح از خواب بيدار مي شويد . لباسي را كه برايتان تعيين شده مي پوشيد

  به مدرسه مي رويد و چيزهايي را كه برايتان  تعيين شده ياد مي گيريد .به سر كار مي روي

د و  كاري را كه برايتان تعيين شده انجام مي دهيد . و از صبح تا شب در جاهايي كه بهتان

 اجازه داده شده ، كارهايي را كه بهتون اجازه داده شده انجام مي دهيد و از لذتهايي كه بهتون

 اجازه داده شده بهره مند مي شويد . تا از كسان ديگر عقب نيافتيد . چون از وقتي به دنيا

آمده ايد ياد گرفته ايد كه هر آنچه همه انجام مي دهند شما هم براي اينكه مسخره نشويد

 و بين ديگران پذيرفته شويد بايد همان كارها را انجام دهيد .

آخر اين ديگران هم كساني هستند از شما ابله تر . به خاطر خدا

 

حالا خدا وكيلي اگر از اول مي ديديد كه همه مردها ماتيك مي زنند و آن وقت يك مردي

 پيدا ميشد كه به نظرش مي آْمد بدون ماتيك بهتر است شماها او را ديوانه و رواني نمي دانستيد ؟

 

اين بلايي نيست كه سر همه انسانهاي برجسته و بزرگ آمده است ؟ از تا آينشتين

 كه او را به جرم ترسو بودن از آلمان بيرون كردند چون حاضر نبود يهوديها را بكشد .

 در آن زمان هيتلر طوري به مردم آلمان القا كرده بود كه فكر مي كردند

 بهترين كار دنيا را انجام مي دهند و كشتن يهوديهاي بي دفاع را درست مي پنداشتند

 آنوقت كساني مثل آينشتين و هرمان هسه را كه براي خود عقل و تفكر داشتند ،

 نادان و خلافكار مي دانستند  . سر منصور حلاج بلايي به جز اين آمد ؟

 

يك لباس به نظر شما پذيرفته مي آيد چون مي بينيد همه كسان ديگر آن را پسنديده مي دانند .

اگر تو قم به دنيا بياييد يقه آخوندي مي پوشيد و خودتان را توي چادر سياه مي پيچي

د  و هي صلوات  مي فرستيد چون اينطوري بهتون ياد دادند و گفته اند خدا اينطوري دوست دارد

 اگر تو اروپا به دنيا بياييد كراوات مي زنيد و ميني ژوپ مي پوشيد و مشروب مي خوريد

 چون فكر مي كنيد، اين درست است . و بهتان گفته اند : خدا اگر وجود داشته باشد .

اينطوري دوست دارد . شماها از خودتان هيچ نداريد و اين فرق شما و انسانهاي برجسته و بزرگ است .

 

همه انسانهاي معمولي  كه طبق چيزهايي كه رسوم و قوانين و آداب و والدينشان

 و از همه مهمتر حكومت و ايدئولوژي حاكم (چه ايران چه آمريكا چه آنگولا چه داغستان)

 ديكته مي كند  ، زندگي مي كنند و هيچ نكته هيجان انگيز يا غرور بر انگيزي در

 زندگيشان وجود ندارد . همه آنها در درونشان مي دانند كه چقدر زندگيشان پوچ و بي معني

 است .ولي نمي توانند به آن اعتراف كنند . بله چه كار ديگري از دستشان بر مي آيد ؟

يا بايد خود را انكار كنند يا كساني را كه با بقيه فرق دارند . در اينجا فقط درباره مايك

 صحبت نمي كنم انسانهاي بزرگي كه يكسره به دنبال آرزوهايشان تا آخر كار مي روند

 و اين شجاعت را دارند كم نيستند .

 

بياييد يك بار هم كه شده . آن مغزهاي فابريكتان كه هنوز روبانِ دورش هم باز نشده ر

ا به كار بياندازيد . چند نفر در تمام دنيا هستند كه مي توانند مثل مايكل جكسون كاري

 را كه خود مي خواهند انجام دهند و دنيا را وا دارند به آنها احترام بگذارند .

 چند نفر را مي شناسيد كه توانسته باشد دنياي خودش را براي خودش بسازد .

 

لازم نيست دنيا را به كاري واداريد فقط بگوييد چند نفر از تمام مردم دنيا مي توانند

اگر دلشان بخواهد به جاي ديگري بروند ؟ بله فقط همين ، به جاي ديگري بروند .

 به همين سادگي . واقعا چند نفر انسان در دنيا قادر هستند چنين كاري بكنند ؟

ما همه مثل زندانياني در سلولهايمان گير كرده ايم و براي لحظه اي خارج شدن از سلول

 بايد اجازه بگيريم بايد به ما اجازه بدهند و تاييد كنند كه ما صلاحيتش را داريم

 و هزار جور ويزا و پاسپورت و اجازه نامه و ... بگيريم  تا اجازه دهند

 به جايي كه مي خواهيم برويم يعني ما انسانهاي معمولي اينقدر محدود هستيم

 پس كساني مثل مايك كه با اراده و شهامت خود هر چه را باور داشتند انجام دادند 

و دنيا را وادار كردند كه آنها را تاييد كنند ، به خاطر همين شهامت و اراده ،

 قابل احترام هستند   .  منظورم را مي فهميد؟  

 

چنين آدمهايي با بقيه فرق دارند . آنها همه اين رسومات و طرز تفكرات و قانونهاي نانوشته

 كه ما در مقابل آنها سر خم مي كنيم  را پشت سر مي گذارند و تا انتها به دنبال خواست خود

 ميروند. يعني به رويا هايشان جامه عمل مي پوشانند .

 

من اگر اين خواننده پاپ را در كنار كساني مثل آينشتين ،‌چارلي چاپلين  و ...

( كه قهرمانان زندگيم هستند)دوست دارم و همرديف با آنها قرار مي دهم به خاطر

 يك وجه اشتراك بين آنها است. آنها هر كدام به شكلي رويا را به حقيقت تبديل كردند . 

 

من اگر مايكل را دوست دارم نه به خاطر صداي زيبايش ، نه به خاطر رقص بي مانندش

نه به خاطر خلاقيت بي پايان و شخصيت دوست داشتنيش است بلكه  به خاطر همه اين دلايل

 در كنار اين دليل اصلي كه شجاعت او  در انجام هر چه كه درست مي پنداشت

و دوست مي داشت را تحسين مي كنم .  صداي خوب ، هوش ، مهرباني و خير خواهي

 در خيلي جاها گير مي آيد ولي چنين اراده قوي و شجاعتي ، به راستي بي مانند است .

 

قصد نداشتم اينقدر تلخ و صريح و فلسفي بنويسم (بابا ... فيلسوف... بي خيال !!)

 ولي  بعد ازتمام ماجراهايي كه در يك سال اخير براي مايك پيش آمده ،

 ديگر واقعا تحملِ كسي كه از موسيقي و شخصيت مايك هيچ نمي داند و به خود اجازه مي دهد

 درباره او اظهار نظر كند را ندارم . به خاطر همين لحنم خيلي عصباني بود .

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم دی 1383ساعت 3:51  توسط Heaven  | 

 

 

 

 

 

 

اين يك زندگي نامه نيست بلكه سعي كرده ام به نكاتي كه در زندگينامه رسمي به آن

 اشاره نشده بپردازم . و نظرات خودم را هم بيان كنم (بابا ... نظريه پرداز) بهترين

 و كاملترينزندگينامه مايكل در سايت eMJey.net است  و عكسهاي بي نظيري هم دارد .

 اگر آن را نخوانده ايد همين امروز بخوانيد و يك خطش را هم از دست ندهيد .

تيم امجي واقعا كار فوق العاده اي انجام داده اند . دستشان درد نكند .

 

 

Man In The Mirror

 

همه چيز از يك خانه محقر ، در محله اي فقيرانه در شهري كوچك و خراب شدنِ تلويزيون خانواده

جكسون آغاز شد . در خانواده 11 نفري جكسون ، جو(پدر) كه كارگر معدن بود وضع مالي بدي داشت .

طوري كه حتي صحبت از يك تلويزيون نو هم به رويا بيشتر  شبيه بود تا واقعيت .

ولي9 تا بچه شيطون كه يكيشون هم همين مايكل آتيش پاره ما بود را كه نمي شود همينطور

بدون سرگرمي رها كرد . خونه رو به آتيش مي كشند.

 

جو گروه موسيقي راك اند رولي داشت به نام شاهينها(Falcons) كه به همراه چند نفر از دوستانش

به راه انداخته بود و در اوقات فراغت سرشان را گرم مي كرد . و از طرف ديگر به گفته

جُميِن (Jermain) كه در مصاحبه  با "باربارا والنرز" از شبكه abc و در برنامه "20:20"

 پخش شدبچه ها از قبل تمريناتي هم داشته اند . وقتي در كارهاي خانه به كاترين(مادر) كمك مي كردند .

كاترين در حال شستن ظرفهاآوازهاي فولكلورِ شادي را  مي خوانده و بچه ها هم در حال خشك

كردن ظرفها باهاش دم مي گرفتن و من مي توانم با اطمينان بگم كه مايكل در هنگام چيدن فنجونا

تو كابينت خلاصه يه قري هم مي داده . و از قرار، آقاي جو جكسون هم حسابو كتاب خوب سرش

مي شده چون با يه تير 3 تا نشون مي زنه  :  هم  سر بچه ها رو گرم مي كند .هم كار موسيقي

را جديتر دنبال مي كند . هم يه منبع در آمدي واسه خانواده درستمي كند

(اونم چه در آمدي!! 500000000 دلار در آمد خالص . بله درست خونديد ، در آمد خالص .مي تونيد حدس بزنيد

وقتي  اين سود  خالص خود مايكل است . فقط چقدر پول تو جيب اون  سوني ميوزيك فلان فلان شده رفته ؟؟؟!!!)

 

اينطوري شد كه در سال 1979 با آلبوم Off The Wall مايكل تاريخ موسيقي پاپ را تغيير

مي دهد . انتظار داشتيد كه اسم Thriller  رو ببينيد نه ؟ ولي صبر كنيد تاثير آلبوم

Off The Wall  در تمام تاريخ موسيقي پاپ (در آمريكا بيشتر) بي مانند است به طوري كه

با اطمينان مي توان گفت تمام موسيقي پاپ از آن به ببعد همه سعي در تقليد از آن داشته اند

و هيچيك به پاي آن نرسيده اند حتي خود مايكل .

 

جالب است بدانيد اين اصلا نظر من نيست و من اين آلبوم را اصلا دوست ندارم

من مايكل را با bad و dangerous و history شناختم و مايكلِ من مايكل دهه نود است .

اين حرف را از زبان بزرگترين منتقدان و صاحبنظرانِ موسيقي ِ پاپ نقل مي كنم .

و اين نظر ،  اينقدر همه گير و واضح است كه شما كافي است به هر يك از مجلات

و منابع موسقي پاپ مثلا Rollingstone   رجوع كنيد تا عين اين نظرات را ببينيد  .

بي شك آهنگهاي Rock With You وWall Off the جزو محبوبترين آهنگهاي

موسيقي پاپ هستند و هنوز هم كه هنوز است تمام دوستدران موسيقي ، اين آهنگها را

توصيه مي كنند من بارها در  در نشريات و سايتهاي جدي و طراز اولِ موسيقي پاپ ،

در وسطِ معرفي يك آلبوم از خوانندهاي مدِ روز به چنين جملاتي برخورد كرده ام :

"خب اين آلبوم خوبيه و تقريبا تمام آهنگهاش خوب هستند ولي تا وقتي آهنگي مثل

Rock With Youهست آخه چرا آدم به اين چيزهاي معمولي و تكراري گوش كنه" .

 

باورتون ميشه ؟ اونم در موسيقيِ پاپ كه همه مي دانند آهنگهايش چون منطبق با مد روز

و سليقه عامه مردم است زود تكراري و قديمي مي شوند . ولي خلاقيت و انرژي كه در

لحظه لحظه اين آهنگها جاري است انگار تمامي ندارد .

 

دوست دارم در اينجا تاكيد كنم كه اين محبوبيت براي اين آلبوم بيشتر در آمريكا است و با اينكه

در آمريكا با جريانات اخير ، محبوبيتِ خود مايكل خيلي كمتر شده ولي محبوبيتِ اين آلبوم

و مخصوصا اين 2 آهنگ هر چه مي گذرد بيشتر مي شود . فكر مي كنم اين به سليقه مردم آمريكا

بر مي گردد . همه ما امجي فن ها مي دانيم كه فروش آهنگ زيبا و جاودانيِ earth song

مايكل در انگلستان خيره كننده بود و در ليست پر فروشترين"تك آهنگهاي" تمام تاريخ انگلستان

قرار گرفت (يك ميليون نسخه) . ولي در آمريكا دقيقا برعكس فروش چنداني نداشت در

حالي كه ما همگي مي دانيم كه مايكل يكي از بزرگترين شاهكارهاي خود را در اين

آهنگ آفريده است (درست فهميديد . اين آهنگ مورد علاقه خودم است) و  بدون شك يكي از

بهترين VocalPerformanve هاي موسيقي پاپ در چهل، پنجاه سال اخير در جهان

(به نظر من كه بهترين) است. علت اين امر ، مطمئنا سليقه خاص مردم آمريكا است .

چرا كه فكر مي كنم تقريبا در تمام نقاط ديگر جهان به جز آمريكا ، فن ها آلبومهاي ديگر مايكل

را بيشتر دوست داشته باشند .

 

بارها ديده ام كه موسيقيدانان بزرگ و حتي كساني كه در سطوح  بالاترِهنري قرار دارند

و اصلا موسيقي پاپ را قبول ندارند از اين دو آهنگ به عنوان خاطره انگيز ترين آهنگهاي

عمرشان ياد مي كنند و گفته اند هر بار كه آلبوم جديدي از مايكل منتشر مي شود آنها به

شور و علاقه آن را تهيه مي كنند و گوش مي كنند و اميدوارند باز هم شاهكارهايي مانند اين

دو آهنگ را بشنوند و هر بار نا اميد مي شوند(گور باباشون . حالا هر چقدر هم كه مي خواهند

كله گنده باشند چون ما كه حال مي كنيم و آهنكهاي جديدش را از قبلي ها هم بيشتر دوست داريم)

 

به هر حال تاثير اين دو آهنگ در شكل گيري و جهت دهي به تمام موسيقي پاپ غير قابل

انكار است (به نظر من  در حال حاضر اكثر ستارگان پاپ دنيا كپي دست چندم از مايكل هستند و

 ميلون ميلون هم مي فروشند از Destiney’S Child گرفته  تا  بريتني اپيرز  و  كريستينا آگوييلرا و

  انسيك  كه تقليد مي كنند و اعتراف هم مي كنند تا Back street boys و  ريكي مارتين   و  ...

  كه تقليد مي كنند و به روي خودشون نمي آروند  )

 

نكته ديگري كه درباره اين آلبوم حائز اهميت است ( حتي بيشتر از نكته اول) موفقيتِ

 اين آلبوم از ديدگاه هنري در محافل هنري غرب است . منتقدان و موسيقيدانان  يكپارچه

 موفقيتِ مايكل را در ايجاد موسيقيِ زيبا و ماندگار در ژانرهاي مختلف موسيقي تحسين

كرده اند و آن را بي مانند دانسته اند .(مي توانيد  به مقاله اي كه در معتبرترين نشريه موسيقي

 مردميِ جهان ، يعني rollingstone چاپ شده و مايكل را در كنار بيتلز ، باب ديلن و ... جزو

 Music Immortals  قلمداد كرده رجوع كنيد . اين مقاله به قلمِ سردبير مجله است )

 

موفقيتِ مايكل در سبكهاي مختلف موسيقي بي مانند است البته نبايد تاثير كوئينسي جونز را

كه در دو آلبوم Thriller و Off The Wall  تهيه كننده بوده ناديده گرفت . ولي اين رويه اي

 است كه در آلبومهاي ديگر مايكل هم كم و بيش ادامه دارد و به قول يكي از منتقدان كه

 در سايت epinions.com  خواندم "سهم مايكل در اين همكاري مثلِ سهم شير در برابر

 سهم گرگ از يك شكار است" و منتقدِ راديو بي بي سي : "در زماني كه تمام هنرمندان

، از بزرگانِ راك گرفته تا ستاره هاي مد روزِ هيپ هاپ و هنرمندان سينما و ... به سبكي

 كه در ان موفقيت كسب كرده اند مي چسبند و جرات جدا شدن از آن را ندارند  شهامت

 آقاي جكسون در تجربه سبكهاي نو و موفقيتي كه در هر سبك كسب مي كند حيرت انگيز

 است . به طوري كه در يك يك سبكهاي موسيقي كه او آزموده است از ديسكو گرفته تا

 راك!! موسيقي او از بهترينها است "  

 

در مورد اين آلبوم سبكهاي مختلف را براي شما بر مي شمرم :

ديسكو، فانك ، آر اند بي ، سول و بالاد هاي زيبايي مثل I cant help it از استيوي واندر

 كه  جايي خوانده ام كه كساني آن را بهترين vocal Performance مايكل دانسته اند .

 آهنگ قشنگي است و صداي زيبا و نرم مايكل ، مسحور كننده است . ولي اين آقايان يا

 شوخي مي كرده اند يا وقتي اين حرف را وقتي گفته اند كهEarth song  و Will u be there

 و Stranger In Moscow و ... هنوز به وجود نيامده بودند .

 

و گل سر سبد اين آلبوم هم كه Don’t stop till you get enough است كه بهترين و پر فروش

 ترين تك آهنگ سال بود و جايزه گرمي و ... را برد . و ذكر اين نكته هم ضروري است كه

آن موقع جايزه گرمي واقعا از لحاظ هنري مورد توجه بود و بزرگاني مثل ري چالز افسانه اي

و استيوي واندر و ... اين جايزه را مي گرفته اند . ولي الان لااقل بعد از سال2001 كه

 كرستينا آگوئيلرا و دستينيز چاليد و امينم اين جوايز را درو كردند . ديگر همون بهتر كه

 مايكل و هيچ هنر مند بزرگي اين جايزه را نگيرد . چون گرفتن اين جايزه يعني هم رديف

 بودن با اينها . حالا ديگر هر آلبومي كه پر فروشترين آلبوم سال باشد اين جايزه را

 مي گيرد و اصلا ديگر مسئله ارزش هنري و خلاقيت و ... مطرح نيست .

 

خب اين از آلبوم اول از نظر ديگران . ولي خود من كه زياد اين آلبوم را دوست ندارم

 و به نظر من اين آلبوم يك دهم 4 آلبوم بعدي هم نيست .  فروش كلي اين آلبوم در جهان

 تا امروز  20 ميليون نسخه بوده است و فروش آن هنوز با قدرت ادامه دارد .بله دوستان ،

 هنر طرف خودش را پيدا مي كند حتي بعد از 30 سال و بدون تبليغات(به جز مدت

كوتاهي در سال 2001 كه كمي تبليغات داشت) .

 

آلبوم تريلر ادامه خلاقيت بي پايان مايكل و نشاندهنده اين بود كه او حالا حالا ها متوقف نخواهد شد

60 ميليون نسخه فروش و پر فروشترين موسيقي تمام تاريخ جهان . در يك كلمه "شاهكار "

تنوع سبكي تريلر حيرت انگيز بود  و هر آهنگ در هر سبكي كه بود : شاهكار ،‌ فقط شاهكار .

Beat it  بهترين آهنگ راك سال!! . البته نبايد گيتارِ كولاكِ Eddie van Hallen را

 فراموش كنيم . جالب اين است كه او اين اجراي بي مانند گيتار را مجاني انجام داد و احتمالا

 بعد از اين كه فهميد چه معدن طلايي را از دست داده است از غصه دق كرد . شايد

چشمش آب نمي خورد كه پسر فقير از اينديانا كه تا به حال براي موتون مي خونده

و مي رقصيده ، حالا موسيقي ناب خلق كند . (البته موسيقيِ پاپ ، كسي به جز اين هم ادعا نكرده است)

 

ولي حالا آشكار است كه اگر آنها نبوغ بي پايان او را نمي بينند . فقط به اين علت است

 كه چشمشان را بسته اند. يا شايد مثل خيلي از كسان ديگري كه حالا هم اورا جدي نمي گيرند ،

 كورند .

 

اما در موردِ billie Jean  ببينم كسي پيدا مي شود كه در اين مورد توضيح بخواهد !!!؟؟؟

 

گزيده اي از جملاتي در مورد اين آلبوم از منتقدان :

 

"اكنون 20 سال از زماني  كه تب مايكل جكسون همه جا را فرا گرفته بود همه ما از پير

 و جوان وقتي كس ديگري در خانه نبود كه ما را ببيند ، كت قرمز رنگ* خود را مي پوشيديم

 و در هال خانه سعي مي كرديم حركا ت مايكل را تقليد كنيم گذشته است ولي اين آهنگها هنوز

 هم مثل روز اول نو و هيجان انگيز به نظر مي رسند "*اشاره به كتِ قرمز مايكل در تريلر و beat it.

 

"شما اين آلبوم را نشنيده ايد ؟ پس نمي دانيد موسيقي پاپ يعني چه!"

 

"ما همگي مي دانيم كه فروش بيشتر به معناي بهتر بودن نيست ، ولي تريلر استثايي جاويدان

 است . تريلر در سال 82 يك كلاسيك بود و امروز هم يك كلاسيك است . و اين بي زمان

 بودن چيزي است كه آن را به چنين دست آورد حيرت انگيزي تبديل كرده است .

تقريبا هر خانواده اي در امريكا يك كپي از اين آلبوم در خانه دارد چون يراي همه جذاب است  .

 در اين آلبوم  قطعاتي متاثر ار راك مي شنويم . آهنگهاي رمانتيك ساده ، بالاد هاي پر قدرت .

 قطعات R’nB جاندار كه همه را مايكل ، بي عيب و نقص اجرا كرده است . من كاري ندارم

كه او تا به حال به چند تا بچه كوچك تجاوز كرده است . تريلر هنوز هم محبوبترين آلبوم

 من است .  قدرت و تفكري كه پشت لحظه به لحظه اين آلبوم است باعش مي شود كه به

 دستاوردي ابر موفق تبديل شود"   لطفا توجه كنيد كه اين جملات از منابع عينا نقل شده اند

 و نظرات نويسنده آنها مي باشد نه من

 

ولي پسر كوچولوي شيطون ما حتي اينجا هم متوقف نشد . خيليها مي گفنتند :‌

 بالاتر از قله كه جايي وجود نداره . كجا مي خواد بره ؟ ولي مايكل ثابت كرد

 مي خواهد به آسمان برود و افسانه شود . بياييد از زبان خودش بشنويم:

 

Well they say the sky's the limit

And to me that's really true

But my friend you have seen nothin'

Just wait 'til I get through

در سال 1989 همه چشمها خيره شده بودند و منتظر بودند ببينند قدم بعدي مايك چيست .

 همه انتظار داشتند كه مايكل دوباره به دنبال كوئنسي جونز برود  و Thriller2 را بسازد

 ولي نگرش مايكل خيلي عوض شده بود ديگه يك البوم پر از اهنگهاي شاد رقص او را

 راضي نمي كرد . او به دنبال چيز بزرگتري بود . اجازه بدهيد از زبان كاترين بشنويم :‌

""

 

پس مايكل ، جونز را كنار گذاشت (اگر مثل من طرفدار آلبوهمهاي بعدي مايكل باشيد

 به اين خاطر خدا ر ا شكر مي كنيد) و Bad  را خلق كرد . خيلي از كساني كه موسيقي

 را جدي دنبال مي كنند مي گويند : مايكل به همراه كوئينس جونز،  سازهاي واقعي را

هم كنار گذاشت و فقط از سينتي سايزر استفاده كرد .ولي اشتباه مي كنند . اولا كوئينسي جونز

 خودش به وفور در تمام آثارش از سينتي سايزر استفاده مي كند . دوما مايكل هيچگاه

سازهاي ديگر را فراموش نكرده است و در هر آلبومش آهنگهايي دارد كه به نظر من ،

 جزو بهترينهاي موسيقي پاپ هستند و مايكل در آنها توجه خود را به موسيقي معطوف

كرده است . مثل Whatever Happens و Give in to me و ، پيانوي زيباي

 ابتداي Will you be there را كه فراموش نكرده ايد؟. راستي آيا شما هم مثل من

 عاشق آن پيانوي زيبايي كه در آخر Smile شنيده مي شود ، هستيد ؟ با آن صداي

 خنده كودكانه و معصومانه مايكل . بهترين پايان براي آلبوم هيستوري بود .

 

مايكل در اين سالها ديگر نمي خواست P.Y.T بخواند . حالا او به Man In The Mirror

I Just cant stop loving you و رسيده بود . اثري كه شنيدن Man In The Mirror

در من گذاشت هيچگاه فراموش نمي كنم . اشكهايم بي اختيار مي ريختند .  و بغض آنچنان

 گلويم را گرفته بود كه نمي توانستم همراه با مايك بخوانم . اين آهنگ براي من مقدس است .

 

بد تنها آلبومي در جهان  است كه 5 تا از آهنگهاي آن Number One بوده اند .

 فروش كل آن تا به امروزكمتراز 29 ميليون نسخه بوده است . 

 

Dangeous آلبوم مورد علاقه من است .در اين آلبوم مايكل در كاملترين استايل خودش است .

 در اوج انرژي و قدرت . مايكل آمده بود تا با اين آلبوم ركورد خودش را بشكند و دست پر

 هم آمده بود .  تمام اين آلبوم كه بسيار هم طولاني است و آهنگهاي زيادي دارد . شاهكار است .

 حتي يك لحظه بد ،يا حتي معمولي در اين آلبوم وجود ندارد .  فقط Will you be there

براي عمر يك هنرمند كافي است تا بتواند بگويد عمر پر باري داشته است . خب البته اعتراف

 مي كنم كه آن دكلمه آخر آهنگ يه خورده آبكي است . ولي آن هم قشنگ است با بغضي

 كه در صداي مايكل است .

Give in to me، who is it ،  remember the time ، heal The world

هر كدامشان براي عمر يك خواننده كافي است . ولي فقط اين نبود . مايكل بهترين ويدئوهاي

 دنيا را هم آماده كرده بود . فقط تيزر تبليغاتي اين آلبوم را ديويد لينچ ساخته بود . كساني كه

 او را بشناسند مي دانندكه اين چقدر مهم است و نشان مي دهد كه مايكل در نمام عمرش

 فقط با بهترينها كار كرده است .جان لنديس ، مارتين اسكوسيسي ، جورج لوكاس ،

 فرانسيس فورد كوپولا ، ديويد لينچ ، جان سينگلتون و اسپايك لي ! كار كردن با هر يك از

 اين بزرگان براي هر هنرمندي افتخار بزرگي است . البته در اين مورد ، كار كردن با

 مايكل براي آنها افتخار بزرگي بوده است .

 

تور دنجروس بزرگترين تور دنيا تا آن زمان بود كه ركورد تور بد را هم شكست .

ولي انسانهايي سود جو و پست فطرت  فقط به خاطر منفعت خود را به مايك نزديك كردند

و بعد هم او را به خاطر پول فروختند .

فروش كلي اين آلبوم تا امروز بيشتر از 29 ميليون نسخه است  . و خدا مي داند كه اين

 نصف آن چيزي هم نيست كه لياقتش را داشت . حيف كه نگذاشتند  .

 

راستي براي اينكه سر نخ دستتان بييايد كه 29 ميليون نسخه يعني چه . بدانيد كه

 آلبوم  Hybrid Theory از گروه Linlin park كه در سال 2000 پر فروشترين آلبوم

 سال بود . 4 ميليون نسخه فروش داشت . و اصولا در جهان هر خواننده اي  كه

 آلبومش بيش از 1 ميليون نسخه فروش داشته باشد . جزو برترينها مي باشد و ويدئو هايش

 پشت سر هم از MTV و مشابه هايش پخش مي شود .

 

در سال 1995 هيستوري را منتقدان موسيقي نابود كردند . انگار نه انگار كه اولين

 اصل نقد كردن اين است كه تمام حواشي را كنار بگذاريد و فقط خود اثر هنري را نقد كنيد .

 معلوم نيست آنها موسيقي را نقد مي كردند يا اتهامات وارد شده به مايكل را !!  در حالي كه

 بعضي از بهترينهاي او هم در اين آلبوم است .Earth Song  They don’t care about us,

 u r not alone و stranger in Moscow هر يك زاويه ديگري از خلاقيت بي پايان مايكل

 را نشان مي دادند . والبته Little Susie ، نمي دانم چرا اين آهنگ هيچ باز خوردي

 نداشت اصلا هيچكس به آن اشاره نكرد ولي صداي زيبا و مسحور كننده مايكل و آن شعر زيبا

 واقعا بين كارهاي او جايگاه ويژه اي دارند . براي من اين آهنگ در top ten قرار دارد .

 

فروش كلي اين آلبوم  كمتر از 18 ميليون نسخه است . كه با توجه به اين كه قيمت آن بيش از

 دو برابر آلبومهاي ديگر مي باشد . يعني فروشش بيش از Bad و Dangerous است

 (27.98دلار در برابر 12 دلار) و با تريلر قابل مقايسه مي باشد . تازه توجه كنيد كه

 سوني ميوزيك از همين جا بود كه سعي در تخريب كردن مايكل را شروع كرد . آنها خيلي

 زود تبليغ براي اين آلبوم را كنار گذاشتند . در حالي كه تا 2 سال بعد از آن اين آلبوم جزو

 پرفروشترين محصولاتشان بود . ولي كمپاني سوني بعد از اينكه سودش را از قيمت بالاي

 اين آلبوم برد . هر كاري در توان داشت كرد تا كارير مايكل نابود شود . ومتاسفانه

همانطور كه همگي مي دانيم تا حدودي موفق هم شد  .

 

6 سال انتظار طولانی تا آلبوم استودیویی بعدی مایکل حسابی طرفدارها را بیتاب کرده بود .

 به خصوص که آلبوم History از لحاظ آهنگهایی در مایه های

 Remember The time و همچنین بالادهای عاشقانه طرفداران را راضی

 نکرده بود . در نتیجه آنها واقعا منتظر یک چیز شکست ناپذیر بودند . Invinicble

 چیزی بود که مایکل برای آنها آماده کرده بود و واقعا هم چیز شکست ناپذیری بود .

 کاملا مشخص است که مایکل می خواسته با این آلبوم  موفقیتهای قبلی را تکرار کند

و برای رسیدن به این هدف همه کاری کرد از حضور خودش در Virgin Megastore

 برای فروش آلبومش که قبلا هیچوقت چنین کاری نکرده بود تا اینکه 5 Cover

مختلف برای آلبوم آماده کرد تا کلکسیونر ها هر 5 تا را بخرند . این کارهاش مخصوصا

اینکه خودش برای تبلیغ آلبومش دست به کار شد . خب خیلی نا امید کننده بود و برای

 مایکل جکسون یک افت بزرگ بود این کار راکسانی مثل کریستینا آگوئیلرا و آشر

باید بکنند نه مایکل در سن 42 سالگی و بعد از 30 سال حضور در قله .

 

به هر حال  invincible عالی بود  و واقعا  شایسته رسیدن به  موفقیت بود .

 چیزی که این آلبوم را از بقیه آلبومهای او متمایز می کند این بود که برای هر سلیقه ای

  آهنگهای راضی کننده داشت . من  هنوز هم وقتی مطالبی را که در مورد این آلبوم

نوشته شده است می خوانم تعجب می کنم  از اینکه بین اشخاص مختلف اینقدر آهنگهای

 مختلفی  مورد توجه قرار گرفته است. منتقد رادیوbbc  "2000 Watts"

"Threatened"  "Whatever Happens" را بهترین آهنگهای این آلبوم دانست . ولی به نظر

 من "2000 Watts" بدترین آهنگ آلبوم بود و Threatened را هم دوست نداشتم . به نظر من

 بهتریتهای آلبوم "Speechless" "Whatever Happens"  "Heaven Can Wait" و

 "You rock my World" بودند . یکی از طرفداران آمریکایی بهتربن آهنگها را

 Unbreakable و HeartBreaker دانست و گفت که آهنگهای عاشقانه که قسمت اعظم آلبوم را

  تشکیل می دهند همگی بد وCheesy بودند . که یعنی آبکی و لوس بودند . در حالی که

 فن دیگری نوشته بود ، آهنگهای عاشقانه این آلبوم همگی بسیار زیبا هستند . یکی

 از فنها در سایت Epinion.com نوشته بود . You are My Life بدترین آهنگ

 آلبوم است ولی Threatened حسابی جواب داده است!!

 

به هر حال به نظر من در کل این آلبوم جزو بهترین کارهای مایکل است .

 مثلا You Rock My World هم شعرش هم موسیقی اش بهتر از Remember The Time

است و همانطور که همگی می دانیم Remember the Time بهترین آهنگ R’nB سال بود .

و یا آهنگ مورد علاقه من یعنی Heaven Can Wait بسیار زیباست و من هر موقع آن را

گوش می دهم به این فکر می کنم که اگر این اهنگ در آلبوم Dangerous بود چه ویدیوی

 زیبایی برایش درست می شد . و یا Whatever Happens که گیتار زیبای Santana

و شعر بسیار بسیار زیبای مایکل و صدای زیبای مایکل باعث شده است که به نظر من و

 چند فن خارجی که خودم نظرشان را پرسیده ام ؛ به بهترین آهنگ این آلبوم تبدیل شود .

 تازه اهنگهای زیبای دیگری هم هستند مثل Dawn Break Of و Butterflies که هر کدام

می توانستند single های پرفروشی یشوند . صدای مایک در Butterflies کیفیتی استثنایی دارد .

 فروش این آلبوم در جهان تا به امروز 8 میلیون نسخه بوده است که برای هر خواننده معمولی

 رقمی رویایی است ولی برای مایکل جکسون و با توجه به صرف وقت و هزینه ای که

 برایش شده ، یک شکست مفتضحانه محسوب می شود .

آیا دلایل این شکست به مایکل مربوط می شود ؟ مسلما نه . او کارش را عالی انجام

داده است . مسلما مسئول این شکست در درجه اول کمپانی سونی است که هر کار

ممکنی را انجام داد تا این آلبوم نفروشد . و در درجه دوم اتهامات اخیر که باعث شده

محبوبیت او در امریکا خیلی کم شود . و در درجه سوم سن مایکل و تغییر چهره او

 که متاسفانه باعث شده بزرگترین برتری او که ویدیوهایش است از دست برود . به هر

 حال اگر بخواهیم رو راست باشیم باید بگوییم دیگر ویدویی از مایکل نخواهیم دید

و اگر هم ببینیم ، آرزو خواهیم کرد که ندیده بودیم آخر 46 سالش است .  

 

در صورتی که مایکل از این اتهامات رهایی یابد . احتمالا طی چند سال آینده همانطور

 که وعده داده ، آلبومی از او خواهیم شنید ولی خبر بد این است که مطمینا بیشتر از این

 فروش نخواهد داشت چرا که فکر نمی کنم مایکل بتواند بهتر از Invincible کاری

 انجام دهد  چه انتظاری دارید ؟ انتظار دارید دوباره موسیقی پاپ را متحول کند ؟

او اثرش را در تاریخ گذاشته است . آخر نیوتن هم یک بار جاذبه را کشف کرد .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم دی 1383ساعت 3:43  توسط Heaven  | 



نداي زمين

 

چه چيزي درباره طلوع آفتاب ؟

چه چيزي درباره باران ؟

درباره تمام آن چيزهايي كه قرار بود ،

 به دست بياوريم چه مي گوييد؟

 

از بين بردن مزارع را چه مي گوييد ؟

آبا فرصتي باقي مانده است ؟

چه جوابي داريد ،

 براي همه آن چيزهايي كه مال من و تو بود .

 

آيا هرگز دست از حرف زدن بر مي داريد؟

اينهمه خوني كه پيش از اين ريخته ايم كافي نيست ؟

آيا هرگز مي خواهيد شعار دادن را كنار بگذاريد ؟

بنگريد به اين زمين غمگين ، اين سواحل گريان .

 

بنگريد ، با زمينمان چه كرده ايم .

ببينيد چه كرده ايد .

سعادتي كه به تنها فرزندت وعده مي دادي چه شد ؟

 

چه بر سر دشتهاي پوشيده  از گل آورده ايد ؟

آبا فرصتي باقي است ؟

چه چيزي درباره آنهمه رويايي كه در سر مي پرورانديم ؟

 

نمي خواهيد دست از حرف زدن برداريد؟

كودكان بيهوده  در جنگ مي ميرند و شما حرف مي زنيد .

آيا نمي خواهيد دست از حرف زدن برداريد؟

اين زمين غمگين ، اين سواحل گريان .

 

پيش از اين خيالبافي مي كردم .

پيش از اين فكر مي كردم رو به ستاره ها داريم .

حالا ديگر نمي دانم كجا هستيم .

اگر چه ، مي دانم :

ما آتش برافروخته ايم .

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم دی 1383ساعت 3:32  توسط Heaven  |